احمد على خان وزيرى
62
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
[ 252 ] بعد از اطفاء نايرهء فساد آقاعلى درّانى و محمّد سليم خان بردسيرى و ساير اشرار ، شجاع السلطنه را خيال تسخير يزد و اضمحلال عبد الرضا خان در سر افتاد ، با پانزده هزار سواره و پياده به كرمان به جانب يزد حركت نموده و بعد از ورود به محاصره شهر قيام فرمود . بعد از پنج شش ماه به جهت استماع خبر حركت موكب نوّاب وليعهد عباس ميرزاى نايب السلطنه - طاب ثراه - به سمت يزد و كرمان از محاصره [ 253 ] برخواسته به شهر كرمان مراجعت كرد . نوّاب وليعهد يزد را تصرّف و به شهر كرمان درآمد . چون عزم تسخير خراسان داشتند به بلوچستان التفات نافرموده سيف الملوك ميرزاى برادرزاده و داماد خود را به حكمرانى كرمان تعيين و على نقى خان سرهنگ فوج عاشقلوى قراگوزلو را به كوتوالى « 1 » ارگ معيّن و روانه مقصد گرديدند . مقارن اين حال ايل قشقايى را از محمّد على خان ايلخانى رنجشى [ 254 ] به هم رسيده از فارس به خاك كرمان آمدند . حسينعلى ميرزاى فرمانفرما به جهت كوچانيدن آنها با پانزده هزار قشون پارسى به شهر بابك كه اوّل خاك كرمان است درآمد . چون سيف الملوك ميرزا به اغواى ميرزا عليرضاى تفرشى با اكابر و عمّال كرمان سر بد سلوكى داشت ، بعضى از آنها به شهر بابك آمده ، شاهزاده را ترغيب به آمدن شهر كرمان كردند و چند عريضه از اشراف [ 255 ] شهر كرمان متضمّن اينكه اگر موكب و الا به اين صوب نهضت فرمايد ، همه مطيع و منقاديم ، بلد ما بىدغدغه جنگ و انداختن توپ و تفنگ به تصرّف گماشتگان نوّاب و الا خواهد آمد . بعضى از پسران شجاع السلطنه كه در آن وقت ملتزم ركاب عمّ بودند ، اصرار بر اين مطلب كردند . فرمانفرما كه ناريّت در مزاجش چون كبريت احمر بود ، به اين خيال [ 256 ] از شهر بابك به سمت سيرجان حركت نمود . سيف الملوك ميرزا كه اين خبر شنود صواب دانست كه به خدمت عمّ شتابد و آتش اين فتنه را به آب فروتنى فرو نشاند . بعد از وصول به خدمت فرمانفرما مقيّد و روانهء شيرازش كردند . از منزل دوده فرار و به جانب يزد روان گرديد . شاهزاده در ظاهر شهر كرمان نزول فرموده اغلب اعيان شهر و بلوك [ 257 ] با نزل و پيشكش به خدمتش
--> ( 1 ) . كوتوال : قلعهدار ، نگهبان قلعه .